سهمیه

خیلی شبا نصفه شب بیدار شدم از یه خوابی.کلی از مغزم خوشم اومده بابت خوابی که دیدم و با هزار تا کد و نشانه و ... خواستم یادم بمونه که چی دیدم تا سوژه ی داستانش کنم.اما همیشه یادم رفته صبح که از خواب بیدار شدم.

داستان های ننوشته خیلی بهتر از نوشته هان.باعث میشه از خودم نا امید نشم

 

تمام داستان های نانوشته ام تقدیم به تو به خاطر عجیب ترین چشم های متعجبت

 

با این حسرت که ای کاش سهممون از هم بیشتر از این بود

/ 10 نظر / 15 بازدید
شانا

سلام .فروش جديدترين فيلم هاي روز با قيمتهاي باور نکردني

مهدیه

(:

dave

حسودیم شد

dave

حسودیم شد

آیدا

عزیزم نوشتتو دوست داشتم . راستی دلم برات خیلی تنگ شده

دیاکو

همونه تا لنگ ظهر می گیری می خوابی نگو داری داستان نانوشته می نویسی!

من

خداروشکر که لااقل از اینجا حذف نشدم!

علی رب

چی بگم، "وقتی ننوشه خیلی به‌تر از نوشته‌هان"

امیر

عجب!!ولی من یه بار این کارو کردم.بچه هام پشت سر هم به دنیا اومدن.بچه ی شب اول بچه ی شب دوم ... بچه ی شب چارده.به منم سر بزن