حرفهای چند کلمه ای

 

 

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

1.دخترك روي سومين شاخه درخت نشسته بود و پاهاي آويزانش را تكان تكان مي داد.جوري به آدم نگاه مي كرد كه انگار در اين دنيا فقط يك چيز دارد:

 

 بغض.

 

2.عشق من اسطوره شدن را خوب بلد بود:

 

 

رفت.

 

 

 

3.شاد خوار بی گناهم بكارتم را مزۀ عرقش كرد

 

 

گفتم: نوش

 

 

4.پيرزن آب دهنش را آنقدر محكم قورت داد كه تكان خوردن سيب آدمش را همه ديدند.

 

 

 گفت: بالاخره مرد.

 

 

پي نوشت:1 رو تقديم مي كنم به فاهوس عزيز كه دخترك رو به من داد.

تكليف 2 و 3 كه معلومه و 4 رو  هر كس خواست برداره.

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nilia

salam akhari ziad khoob nis fekr nemikonam kasi ooono bekhad kash oono ham be yeki taghdim mikardi ta taklife hameshoon roshan mishod

polonaises

و اگه من بخوام خودتو برای خودم بردارم چی ؟ هوم...؟

مانا

واقعن برگشتنت برای من بهترین عیدیه! سال خوبی برایت آرزوی میکنم عزیزم.

فاطمه

چه‌قدر دوست داشتنی بودن اين اولی و دومی! موناليزا جان، عيدت مبارک. سال خوبی داشته باشی!

ali

سلام بالاخره نوشتين .عيدتون مبارک

ali

سلام بالاخره نوشتين .عيدتون مبارک

ali

بهارم رفت عشقم مرد يارم رفت.