يک داستان واقعی

مطمئني كسي از اون طرف گوشي رو بر نمي داره؟

آره بابا بگو.

اون دختره بود كه تو مهموني پگاه فرناز با خودش آورده بود اسمش بهار بود؟

خوب؟

حامله است.

برو بابا.

به خدا.با فرناز رفتن دو سري آزمايش دادن.

از همون پسره كه اون شب گذاشتيمش سر كار؟

گذاشتيمش نه و گذاشتيش.نه بابا اون كه ديدي چه چلمني بود.از يه پسره تو شركتشون.

مگه سر كار ميره؟

آره تو يه شركت خصوصي.از روزاول هم كه رفت؛از مدير عامل تا آبدارچي گير دادن بهش.تا با اين پسره

دوست ميشه

.ببين امروز باهاش دوست ميشه فردا پا ميشه ميره خونشون.

خوب الان چند وقته؟

يه ماه و خورده اي.روز اول نشسته گريه كرده روز دوم گفته مي خوام نگهش دارم.فكر كرده اينجوري ميتونه

پسره رو نگه داره.ميره پيشش اصلا پسره گردن نميگيره.ميگه مال من نيست.حالا مي خواد سقطش كنه.

مگه مامانش اينا مي دونن؟

آره به هزار بدبختي به مامانش گفتن مادره انقدر خودشو زده گفته اگه بابات بفهمه هم منو طلاق ميده

هم تو رو ميكشه.بعد رفتن دكتر دكتره قبول كرده تازه بهش گفته هنوز دختره.

چه فايده به هرحال بچه كه سقط بشه فرقي نداره.مگه اينكه با تزريق سقطش كنه.تازه مثل اينكه اين

دختره دو كاره بود.

چطور مگه؟

روز مهموني ديدي با خاطره چقدر جور شده بود

مگه اون اينجوريه؟

آره بابا اون همه كاره است.اون شب كلي از افتخاراتش گفت.تازه مگه نشنيدي مي گفت هفته پيش كليد پارتي بوده؟

يعني تا اين حد؟

خودش مي گفت.پگاه كه ميگه تفريحي هم ميزنه.پس اين طور.خيله خوب منو بي خبر نذاري.

باشه خبري شد ميگم بهت.

پی نوشت:با حسابهای من اين ماه بايد دنيا می اومد.

/ 19 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ديونيسوس

درود . من هم مطلب را خواندم هم تک تک پيامها را. و همه تکرار ... و همه تکرار ... درست همانطور که در ميکده نوشته ام. :)‌ البته اصلا منظورم اين نيست که اين تکرار کسالت بار است. من مطلب پيشين شما را هم خواندم . برايم جالب است بدانم شما که از خدايتان عدم را خواهانيد (يا خواهان بوده ايد) بدنيا نيامدن چنين کودکی را وجه دلگرم کننده داستان واقعی خود می دانيد ؟ .... شاد باش و قوی!

ديونيسوس

سپاس بابت پاسخ! ... منظورم از "خدای شما" خدايی که به آن باور داريد بود. ... و اگر خواستی به اين پرسش هم پاسخ بده : چرا تولد يک انسان جنايت است؟! ... پاسخ شما مرا شادمان ميکند.

dave

عنوان «يک واقعيت داستاني» بيشتر بهش می آد.

کاوه بهرامی

سلام مثل اين که کمی دير اومدم(يک چند ماهی) متاسفانه با ديو موافقم از طرفی هم با مهديه.خودم هم که می دونی توی همين وادی ام( نسخه الکترونيک الفيه شلفيه شامل ۸ روايت پورنو رو روی وب گذاشتم). گره هم همين جای جديد بروز شده.تا بعد.

amirmehdi

How bad and how sad

زن قرچکیه

چرا اين حرفها رو به پیپت نميگي که بچه بهی رو انداخت ؟

amirmehdi

کارنامه ای ها چيزی شون توقيف نشده بود. سرحال داشتند کتاب هاشون رو می فروختند.

گوشه

همه حق ها از آن مردهاست! پسر حق داره سکس داشته باشه و دختر حق نداره. پسر بعد از سکس می تونه کلی پيش دوستاش روغن داغش رو زياد کنه و دختر بايد قايم کنه. يه پسر با اين کارا پخته می شه و يه دختر هرزه. يه پسر بچه دار می شه و به روی خودش هم نمياره و يه دختر بايد بچه اش رو بدنيا نيومده به خواسته ديگران بکشه. يه پسر می تونه قبل از ازدواج هر تجربه ای داشته باشه و حتی بعد از ازدواج ولی دختر به جرم تجربه کردن طرد می شه. چه عدالتی!!!!

بهنام

سلام نمیدونم چی بگم ولی خیلی متاسفم به هال اون دختر به هال شما و به هال خودم مدونین چرا؟ آره شما از من بهتر میدونین