تقدیم به سالی که دربند بودی عزیزترین شبنم

هرگز ندیده ام ات و هرگز نشنیده ام ات و میدانم هربار دهان باز کردن هجمه ی سوزانی ست که اشک میاورد و میسوزاند تک تک سلول های مرده و زنده را 

اما هوای رویارویی با لبخند است که وامیدارد تا بلند تر فریاد کنم جمله ای را که به خدایی اش، جز به یاد تو بر زبان نمی آورم

زندانی سیاسی آزاد باید گردد 

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
نظری

سلام آماده تبادل لینک هستم http://ramuzi.com/ --

علی

چه عجب بیدار شدی!

کاوه

تو رو خدا مواظب خودتان باشید. وضع خیلی بد شده. امیدوارم دوستت به زودی ازاد شود، همه آزاد شوند، چه سیاسی چه غیر سیاسی

dave

از دانشگاه ما هم 11 نفرو بازداشت كردن مادر بخطاها،زندان ها ديگه زندان نيست حتي زَندان (zandan) هم نيست چون نمكدان، سگدوني! زندان ها گلستان شده، گلخونه شده،پر گل شده. ما بيروني ها بيشتر اسيريم، به قول متني ‹فرنود كبير از بند تن رهاست چه برسد در بند زندان باشد› (نقل به مضون) فرنود يكي از همين گلهاست و همه اين گلها مثل فرنود، كبيرند، بزرگ اند، عظيم اند گرچه معظم نيستند، امان از دستش! دستش!