اگر چشم نداشتم چه قدر راحت می خوابيدم.

لعنت بر چشمهايت که به خاطر می مانند

لعنت بر چشمهايم که به خاطر می آورند

مدام اين سو و آن سو می جهند

اول به بهانه يافتن تو

و حالا از روی عادت

چشمانم هرزه شده اند

به عشقت قسم که سنگسارشان خواهم کرد.