اسمان بد جوري كمرش شل شده.نمي تواند شاشش را نگه دارد يكباره بريزد بر سر مردم.انگار نه انگاركه افتاب همه را مثل اب پرتقال هورت مي كشد.گرگ و شيطان هم تا اب و اتش را با هم در اسمان مي بينند؛تند تندتوله هايشان را پس مي اندازند.من مي مانم و مردهايي هيز تر از هميشه.هم من بايد خودم را در سياهی بپوشانم هم خورشيد.اين طور براي همه بهتر است.

 


پی نوشت:به گمانم مطلب بعدي بماند براي بعد از 101 مدل امتحان شيمي.