به شریکم:

 

ای کاش نسیم وزان بر تنت بودم

هوهو کنان میان شقایق های وحشی روییده بر سینه و شرمگاه

ویلان افت و خیز هرم کویرت

خزیده بر تبت

فاتح اورست

 

من هیچ مسیح مصلوبی را به خاطر ندارم

تاریخ من از محمد آغاز میشود

نه حتی از عام الفیل که از هجرتش

من

هاجر