سه سال مداوم دو جشن تولد داشتم امسال شد سه تا.از همه لیست 35 نفره ای که با باباش شروع شد و با بابام تموم شد و تولدم رو تبریک گفتن خیلی خیلی ممنونم و مثل لحظه بریدن کیک که برای خودم آرزوی شاد بودن کردم برای اونا شادی رو آرزو می کنم.جالب اینکه خودم هم نمی دونستم 23 سالگی ام تموم شده و وارد 24 سالگی شدم.چاره ای جز قبول کردنش نیست اما حتی از یک ثانیه زندگی ام ناراضی نیستم و دیدن رضایت تمام کسایی که دوستم دارن خیلی شیرین تر از کیک های تولدمه

 پی نوشت:فکر می کنم خیلی بزرگ شدم!