١- در جستجوی چیزی که از دست رفته هیچ وقت نباید دنبال جایگزین بود چون انگار تمام دنیا با اون دست به یکی می کنن که جز آشغال چیزی دستتو نگیره

٢- توی شب گردی های این هفته هر وقت نگاهم به  آئینه بغل ماشین می افته یک نفر رو روی صندلی عقب می بینم و هر بار مطمئنم که عضرائیل اومده.و بدون استثناء اولین چیزی که به ذهنم میاد اینکه کاش برای من اومده باشه نه حامد.همیشه حالم از این احساسه مادرانه که دائم و در برابر همه همراهمه بهم می خوره

٣- دوست دارم برم زیر آب اون استخر همیشگی ام تمام این تعطیلات رو و فقط به اتفاقات این ٣ ماه فکر کنم.نمی دونم چی می خواد بشه اما انگار خیلی قبیحه